اگر مسیر هشتگانه یوگا را قدمبهقدم دنبال کنیم، بعد از تمرین با بدن، تنفس، حواس و توجه، در نهایت به سامادهی (Samadhi) میرسیم؛ هشتمین شاخه این مسیر.
سامادهی در متون یوگا معمولاً با نوعی جذب عمیق در موضوع مراقبه توضیح داده میشود. در این حالت، توجه آنقدر با موضوع مراقبه درگیر است که تجربه معمولِ «من دارم روی چیزی تمرکز میکنم» کمرنگتر میشود.
این تعریف ممکن است در نگاه اول کمی انتزاعی باشد. برای فهم بهتر آن، باید سه مرحله پایانی یعنی دهارانا، دهیانا و سامادهی را کنار هم ببینیم.
اگر با ساختار کلی این فلسفه آشنا نیستید، ابتدا مقاله یوگا سوترا پاتانجلی میتواند تصویر کاملتری از مسیر هشتگانه به شما بدهد.
ثبت نام در کلاسهای یوگا آساناسامادهی چه جایگاهی در هشت شاخه یوگا دارد؟
مسیر هشتگانه پاتانجلی شامل این مراحل است:
- یاما
- نیاما
- آسانا
- پرانایاما
- پراتیاهارا
- دهارانا
- دهیانا
- سامادهی
سامادهی آخرین مرحله این ساختار است؛ اما بهتر است این مراحل را مثل هشت کلاس جداگانه تصور نکنیم که یکی تمام شود و بعدی شروع شود.
بهخصوص سه مرحله آخر ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند:
| مرحله | توضیح ساده |
| دهارانا | توجه روی یک موضوع قرار میگیرد |
| دهیانا | جریان توجه پیوستهتر میشود |
| سامادهی | جذب در موضوع مراقبه عمیقتر میشود |
در نتیجه، سامادهی را نمیتوان کاملاً جدا از تمرکز و مراقبه درک کرد.
تفاوت دهارانا، دهیانا و سامادهی چیست؟
فرض کنید تنفس را بهعنوان موضوع مراقبه انتخاب کردهاید.
در دهارانا، توجهتان روی تنفس است، اما ذهن ممکن است بارها منحرف شود و شما دوباره آن را برگردانید.
در دهیانا، این جریان توجه برای مدت بیشتری و با وقفه کمتر ادامه پیدا میکند.
در توصیف سنتی سامادهی، جذب در موضوع عمیقتر میشود و توجه کمتر حول این فکر میچرخد که «من اکنون در حال مراقبه هستم».
به زبان ساده:
دهارانا: تمرکز
دهیانا: تداوم توجه
سامادهی: جذب عمیقتر
این توضیح صرفاً برای ساده کردن موضوع است؛ تجربه و تفسیر سامادهی در سنتها و ترجمههای مختلف جزئیات بیشتری دارد.
در سامادهی چه اتفاقی میافتد؟
یکی از برداشتهای رایج این است که در سامادهی مرز معمول میان «فردی که مشاهده میکند» و «موضوعی که مشاهده میشود» کمرنگتر میشود.
این جمله به معنی بیهوشی یا از دست دادن کامل آگاهی نیست.
همچنین نباید تصور کنیم هر کسی که سامادهی را تجربه میکند الزاماً:
- از بدن خارج میشود.
- تجربهای ماورایی میبیند.
- سرخوشی شدیدی احساس میکند.
- قدرت خاصی به دست میآورد.
چنین ادعاهایی را نمیتوان بهعنوان تعریف عمومی و قطعی سامادهی پذیرفت.
در یک توضیح محتاطانهتر، میتوان گفت موضوع مراقبه آنقدر در مرکز آگاهی قرار میگیرد که توجه معمول به خودِ فرایند مراقبه کمتر میشود.
آیا سامادهی همان مدیتیشن عمیق است؟
نه دقیقاً.
امروزه «مدیتیشن» اصطلاح بسیار گستردهای است. مراقبه روی تنفس، اسکن بدن، مدیتیشن هدایتشده و تمرین مانترا همگی ممکن است مدیتیشن نامیده شوند.
اما سامادهی در فلسفه پاتانجلی جایگاه مشخصی دارد: بعد از دهارانا و دهیانا.
بنابراین هر مراقبه عمیقی را نمیتوان بدون توجه به چارچوب سنتی آن، سامادهی نامید.
بهتر است مدیتیشن را مجموعه گستردهتری از تمرینها بدانیم و سامادهی را مفهومی مشخص در مسیر هشتگانه یوگا.
آیا در سامادهی ذهن کاملاً خالی میشود؟
عبارت «خالی شدن ذهن» برای توضیح این مفهوم چندان دقیق نیست.
در مراقبه ممکن است افکار کمتر شوند یا توجه کمتر درگیر آنها باشد، اما سامادهی صرفاً به معنی نداشتن هیچ فکر یا محتوای ذهنی نیست.
تمرکز اصلی توصیفهای سنتی بیشتر روی جذب در موضوع مراقبه است.
بنابراین اگر هنگام مدیتیشن هنوز افکاری ظاهر میشوند، لازم نیست تصور کنید تمرینتان اشتباه است یا باید با آنها مبارزه کنید.
آیا احساس «من» از بین میرود؟
در بعضی تفسیرهای سنتی، درباره کمرنگ شدن تمایز میان مراقبهکننده و موضوع مراقبه صحبت میشود.
اما بهتر است این موضوع را به جمله ساده «فرد دیگر وجود ندارد» تبدیل نکنیم.
تعبیر دقیقتر این است که آگاهی معمول از خود بهعنوان فردی جدا که در حال مشاهده موضوع است، میتواند کمرنگتر شود.
این توضیح یک مفهوم فلسفی و تجربی است و نباید آن را بهعنوان واقعیتی علمی درباره عملکرد مغز مطرح کرد.
آیا سامادهی انواع مختلفی دارد؟
بله. در متون و تفسیرهای یوگا شکلها و طبقهبندیهای مختلفی برای سامادهی مطرح شدهاند.
ممکن است با اصطلاحاتی مثل:
- سامادهی با موضوع و بدون موضوع
- سامادهی با بذر و بدون بذر
مواجه شوید.
جزئیات این تقسیمبندیها نسبتاً تخصصیاند و حتی ترجمه اصطلاحات نیز بین منابع متفاوت است.
برای آشنایی مقدماتی، مهمتر از حفظ نام انواع مختلف این است که بدانیم سامادهی یک مفهوم کاملاً یکلایه و ساده نیست و در سنت یوگا سطوح و تفسیرهای متنوعی برای آن مطرح شده است.
آیا میتوان سامادهی را تمرین کرد؟
بهتر است نگوییم «تمرین سامادهی» به همان معنایی که مثلاً یک آسانا را تمرین میکنیم.
نمیتوان دستور داد:
- بنشینید.
- پنج دقیقه تمرکز کنید.
- وارد سامادهی شوید.
آنچه در اختیار فرد قرار دارد، تمرین مراحل و مهارتهایی است که زمینه را آماده میکنند:
- تمرین منظم یوگا
- کار با تنفس
- پراتیاهارا
- تمرکز
- مراقبه
اما زمان یا حتی شکل تجربه سامادهی را نمیتوان از قبل تضمین کرد.
به همین دلیل، دوره یا فردی که وعده «رسیدن سریع و تضمینی به سامادهی» میدهد، ادعایی مطرح میکند که بهتر است با احتیاط با آن برخورد شود.
Samyama چیست؟
در یوگا سوترا، سه مرحله پایانیِ تمرکز و مراقبه در کنار یکدیگر مفهوم دیگری به نام Samyama را شکل میدهند:
دهارانا + دهیانا + سامادهی = Samyama
یعنی:
- ابتدا توجه روی موضوع قرار میگیرد.
- سپس این توجه پیوستهتر میشود.
- در ادامه جذب در موضوع عمیقتر میشود.
Samyama موضوع گستردهتری در فلسفه یوگاست و لازم نیست برای شروع وارد تمام جزئیات آن شویم. همین ارتباط نشان میدهد چرا سه مرحله پایانی مسیر هشتگانه تا این اندازه به هم وابستهاند.
تجربه مربی؛ بهجای دنبال کردن سامادهی چه کار کنیم؟
اگر تازه مراقبه را شروع کردهاید، احتمالاً یکی از کمفایدهترین سؤالها در وسط تمرین این است:
«آیا الان به سامادهی نزدیک شدهام؟»
همین سؤال توجه را دوباره به ارزیابی عملکرد خودتان برمیگرداند.
از دید عملی بهتر است روی چیزهایی تمرکز کنید که واقعاً در اختیارتان هستند:
یک زمان کوتاه اما منظم برای تمرین داشته باشید.
وضعیتی را انتخاب کنید که بدن در آن راحت باشد.
یک موضوع مشخص مثل تنفس، مانترا یا نقطه توجه انتخاب کنید.
وقتی حواستان پرت شد، بدون سرزنش برگردید.
برای شروع، ۵ تا ۱۰ دقیقه تمرین منظم بسیار کاربردیتر از تلاش برای ساختن یک «تجربه عمیق» است.
اگر میخواهید در کنار مطالعه فلسفه یوگا، تمرینهای پایه را هم زیر نظر مربی یاد بگیرید، میتوانید کلاسهای یوگا آسانا را بررسی کنید.
باورهای غلط درباره سامادهی
سامادهی بهدلیل ماهیت فلسفی آن با برداشتهای اغراقآمیز زیادی همراه شده است.
چند نمونه:
- سامادهی یعنی ذهن کاملاً خالی میشود.
- هر مراقبه عمیقی سامادهی است.
- میتوان در یک جلسه کوتاه به آن رسید.
- فرد در سامادهی بیهوش میشود.
- سامادهی همیشه با احساس سرخوشی همراه است.
- رسیدن به آن باعث قدرتهای ماورایی میشود.
- فردی که سامادهی را تجربه کرده از دیگران «برتر» است.
این برداشتها یا بیش از حد سادهاند یا چیزی فراتر از آنچه میتوان با اطمینان درباره مفهوم سامادهی گفت، ادعا میکنند.
آیا مراقبه همیشه تجربه آرامی است؟
نه.
برای بعضی افراد نشستن در سکوت یا تمرکز طولانی روی تجربه درونی میتواند اضطرابآور باشد.
این موضوع بهخصوص ممکن است برای افرادی که سابقه تروما، حملات پانیک، اضطراب شدید یا بعضی مشکلات روانی دارند مهم باشد.
اگر هنگام مراقبه دچار ترس شدید، احساس گسستگی، حمله پانیک یا تشدید علائم روانی شدید، آن را نشانه «پیشرفت معنوی» فرض نکنید.
تمرین را متوقف یا کوتاهتر کنید و در صورت نیاز با پزشک، متخصص سلامت روان یا مربی باتجربه مشورت کنید.
همچنین کاهش غیرعادی سطح هوشیاری، غش یا علائم پزشکی را نباید به سامادهی نسبت داد.
جمعبندی
سامادهی هشتمین و آخرین شاخه از مسیر هشتگانه پاتانجلی است و معمولاً با جذب عمیق در موضوع مراقبه توضیح داده میشود.
در دهارانا توجه روی یک موضوع قرار میگیرد، در دهیانا پیوستگی بیشتری پیدا میکند و در سامادهی این جذب عمیقتر میشود.
اما سامادهی تکنیکی نیست که بتوان با چند دستور یا در مدتزمان مشخص به آن رسید. همچنین نباید آن را با بیهوشی، خالی شدن کامل ذهن یا تجربههای ماورایی قطعی یکی دانست.
برای بیشتر تمرینکنندگان، مسیر عملی بسیار سادهتر است: تمرین منظم، توجه به تنفس، یادگیری تمرکز و ایجاد فرصت برای مراقبه؛ بدون اینکه هر جلسه را به آزمونی برای «رسیدن» به مرحله خاصی تبدیل کنند.



دیدگاهتان را بنویسید